آرمانان: قورمه ی سیب، یکی از غذاهای پاییزی قاجاری است که به استناد اسناد به جای مانده، غذای جشن مهرگان است. ترکیبی از گوشت گوسفند و سیب پاییزی و نخود و سرکه و دوشاب.
خوردن آن با نان در نسخه های قاجاری توصیه شده اگرچه ما در احیای این غذا بر اساس کتاب نادرمیرزا قاجار، آن را با پلو خوردیم و بسیار دلنشین بود.
نادر میرزا مولف کتاب خوراک های ایرانی وقتی می خواهد درباره این غذا بنویسد، ابتدا سخنش را اینطور شروع می کند: (قورمه ی سیب)، بِدان روزگار نیکو باشد که:
آمد خجسته مهرگان/ جشن بزرگِ خسروان/ نارنج و نار و ارغوان/ آورد از هر ناحیه
نادرمیرزا، سپس از قول همسرش می نویسد:
«کدبانو گفت: (قورمه ی سیب را) دو گونه پزند. گونه ی اول چنان است که خوالیگر(آشپز)، گوشت فربه از برّه و گوسپند چونان دیگر قورمه ها با اندکی پیاز بتابد به روغن هرچه نیک تر، پس آب ریزد. نخود به اندازه افکند. چون نزدیک به پختن گردید، سیب رسیده ی ترش یا شیرین پوست گرفته ، پاره ها کرده که هر سیب، چهار پاره بُوَد و تخم و جای تخم از آن برگرفته، در آن ریزند و برافروزند. چون اندکی ماند که سیب نیز پخته گردد، آبغوره و قند به اندازه چاشنی دهند. در آن دم، خوالیگرِ استاد باید که زیر دیگ، نرم نرم افروزد که ته نگیرد و تباه نشود. چون چنان پَزَد که سیب پخته باشد نه چنان از هم پاشیده، و خورش به روغن نشسته، دارو افشانند و برگیرند. و سپس در دومین روش پخت قورمه ی سیب می گوید: هم او را نیک چنان پزند، مگر آنکه به جای آبغوره و قند، سرکه و قند زنند و در هر دوگونه دوشاب انگوری نیز، نیک باشد.»
ترکیب سیب و دوشاب و سرکه در این خورش بسیار دلپذیر و مطبوع است. بیخود نیست که حکیم سوری شاعر و وزیر دربار قاجار در دیوانش می گوید:
به قورمه ی سیب و مسمّای آلویم هوس است
یکی مرا بدین دو رساند اگر که دسترس است



