غذا به میزبان، حس اعتماد به نفس میدهد. باعث می شود که میزبان احساس کند که سرزمینش جای مهمی است.
او از طریق غذا میتواند با مهمانش حرف بزند. بیشترین فایده ای که در گردشگری غذا، نصیب مهمان میشود، همین احساس مهم بودن است.
گردشگری گاسترونومی تنها نوشیدن و خوردن نیست. گردشگری گاسترونومی یعنی فرهنگ خوراک، میراث خوراک و هر آنچه که گردشگران را با اتکا به خوراک به محلی ها ارتباط می دهد.
گردشگری گاسترونومی به عنوان یک شاخه از گردشگری فرهنگی همچنان در معرض ظهور است.
ترویج محصولات محلی، غذاها و ارزش های فرهنگی مسیرهای گردشگری، احیای زمین، بازدید از مزارع، قیمت گذاری متعادل محصولات و مسیرهای گردشگری خوراک، همگی بخشی از گردشگری گاسترونومی هستند.
گردشگری گاسترونومی موجب ماندن محلی ها در روستاها می شود. در راهنمای منتشر شده توسط سازمان غذا و کشاورزی سازمان ملل متحد، نویسندگان تایید کردند که برای داشتن اقدامات پایدار، کشاورزان باید در مزارع بمانند، همانطور که دهه ها پیش این کار را انجام می دادند.
گردشگری از نقطه نظر عدالت اجتماعی و بوم شناختی، به معنی استفاده از منابع محلی و دانش محلی است تا افراد بتوانند به میراث خود، افتخار کنند. ریشه های اصلی گردشگری گاسترونومی این سه واژه است: کشاورزی، فرهنگ و گردشگری. این سه واژه در عمل می توانند در یک منطقه، برندسازی کنند: از تولیدات محلی تا دستورالعمل های سنتی خانوادگی؛ از مراسم برداشت محصول تا جشن ها و آیین های مقصد. غذا چیزی است که تمام فرهنگ ها به آن وابسته اند. غذا نیاز ضروری انسان است و چون برای زنده ماندن به غذا نیاز داریم، می تواند تبدیل به محصول گردشگری شود.



