آرمانان- انسان، سال را با تقویم عوض نمیکند؛ با رایحه عوض میکند. با عطری که از آشپزخانه بلند میشود و پیش از آنکه عددی در تقویم، تغییر کند، حسی در حافظهی روح آدمی زنده میشود. در فرهنگ ایرانی با هر آیینی، سال نو، همیشه از خانه شروع میشود؛ همانطور که در بسیاری از فرهنگهای غیر ایرانی نیز چنین است. شب سال نو، بیش از آنکه جشن باشد، آیینی برای توقفی کوتاه در مرز زمان است. توقفی که به بوی غذا، آغشته است. در این نقطه، غذا دیگر خوراک نیست؛ زبان و زمان عبور از یک سال به سالی دیگر است
شب سال نو مسیحی؛ رایحه گرما در سرما
شب سال نو مسیحی اغلب با رایحههای گرم و ماندگار آغاز میشود: نان تازه، کره، گوشت بریان و ادویههایی که رام و آرام در فضا میرقصند. این رایحهها، رایحههای بقا هستند. حافظهی بویایی، انسان را به سالهایی پیوند میدهد که زمستان طولانی بوده و غذا باید بدن و روان را نگه میداشته است. در این شب، غذا نه فقط برای نمایش، بلکه برای دوام آوردن است که پخته میشود.
شب سال نو ایرانی؛ رایحه زایش و وعدهی آینده
در سوی دیگر تقویم، شب سال نو ایرانی با رایحههای سبز و زنده میآید: عطر سبزی، سیر، ماهی و برنج تازه. این رایحهها رو به آینده دارند. حافظه را به جلو هُل میدهند. غذا در اینجا وعده است اما نه وعده خوراک، امیدی است که به آدمی وعده داده شده است؛ نشانهای از زایش و شروع دوباره. اگر غذای شب سال نو مسیحی میگوید «بمان»، غذای شب سال نو ایرانی میگوید «دوباره آغاز کن».
حافظهی بویایی؛ کوتاهترین مسیر به احساس
حافظهی بویایی، مستقیمترین راه ارتباط با احساس و هویت انسان است. رایحه از منطق، عبور نمیکند و توضیح نمیخواهد. به همین دلیل است که رایحهی غذای شب سال نو، چه مسیحی و چه ایرانی، میتواند انسان را بیهوا به سالی دیگر ببرد؛ به خانهای دیگر، به آدمهایی که شاید دیگر نباشند، اما هنوز با این رایحه زندهاند.
پخت غذا، آیین عبور از زمان
در هر دو فرهنگ، انسان و غذا در شب سال نو، وارد نوعی پیمان خاموش میشوند. انسان میپزد تا اضطراب گذشتن از گذشته را تعدیل کند و غذا، با رایحهاش، این عبور را ثبت میکند. آنچه سال را عوض میکند، شمارش معکوس نیست؛ لحظهای است که رایحهای آشنا، خانه را سرمست میکند و ساکنان خانه حس میکنند که همین حوالی، قرار است چیزی پشت سر گذاشته شود. شاید به همین دلیل است که سال نو، هرگز فقط یک تاریخ نیست. هر سال، رایحه خاص خودش را دارد. رایحهای که اگر سالها بعد، در آشپزخانهای غریبه به مشام برسد، ناگهان یادمان میآید که، روزی و جایی، پیش از آنکه تاریخ ورق بخورد، حالِ سالِ نو را حس کردهایم.
چه شب سال نو مسیحی و چه در شب سال نو ایرانی، این ترکیب انسان با غذا است که سال را عوض میکند. آن هم در آشپزخانه، در گنجینهای که ماندگارترین تقویم ماست. تقویمی که با رایحه ورق میخورد، نه با عدد.


