جام فراموش شده ادبیات ایران

زمان مطالعه: 2 دقیقه

آرمانان- آنچه او ریخت به پیمانه ما نوشیدیم/
اگر از خمر بهشت است و اگر باده مست (حافظ)/

شعر از حافظ است و تصویر یادآور هالوین. اگرچه قرار نیست از هالوین بنویسم چون این روزها (روزهای آغازین آبان ماه) از این جشن بیگانه، بسیار می‌نویسند، اما شاید این موضوع، بهانه‌ای باشد برای رمزگشایی از یکی از نشان‌های فراموش شده تاریخی ایرانیان ، یعنی همان «جام شراب» که برایتان چند بیت برای نمونه آورده‌ام.

حضرت مولانا می‌فرمایند:

نشوم شاد اگر گمان دارم/
که گهی شاد و گاه غمگینید/
در صفای «می»، نهان دیدم/
که شما چون «کدو»ی رنگینید
/

اینجا مولانا مخاطبانش را کدو خطاب کرده! و منظور نظر مبارکش همان جام شراب بوده‌است. رودکی هم که او را پدر شعر فارسی می‌دانند، آن هم از آن پدرهایی که اندیشه شان شادزیستن در جهان فانی است؛ می‌گوید:

لعل «می» را ز دُرج خم برکش/
در «کدو» نیمه کن به پیش من آر
/

یعنی «می» را بریز در جام کدو، تاکید هم می‌فرمایند که جام را پُرنکن. حالا چرا جناب رودکی بر خلاف شاعران دیگر، جام را نیمه، دوست داشته اند؛ تفسیرش، تخصص می خواهد. اینکه می گوییم بر خلاف شاعران دیگر، نمونه اش حضرت حافظ است:
صبح است ساقیا، قدحی پُر شراب کن!

بگذریم و برویم سراغ کدوی نارنجی یا همان جام فراموش شده ادبیات ایران:

شما حتما در خانه های روستایی کدوهای تو خالی دیده‌اید که از آن، به جای قوطی حبوبات استفاده می‌‌کردند اما این کدوهای خشک تو خالی، سابقه دیرینه‌ای دارند، سابقه‌ای به اندازه «جام شراب».

فقط آنجا که بیدل دهلوی می‌گوید:

خلقی به زحمتِ سرِ بی‌مغز، مبتلاست
با این «کدو»، تو نیز شنای شراب کن

جناب صائب هم که نامدارترین شاعر عصر صفوی، یعنی ملک الشعرای پررونق‌ترین دوره هنری ایران است، می‌گوید:
در مردم بی مغز سرایت نکند حرف/
رنگین نکند باده گلرنگ «کدو» را
/

می‌گویند، کدویی کدو بوده است که وقتی به جام شراب تبدیل می‌شده، رنگ شراب از پشت آن دیده می‌شده است و این نمونه که جناب صائب از آن سخن گفته‌اند از آن کدوهای نامرغوب بوده‌است که وقتی جام شده ، رنگ کدو را نشان نمی‌داده است. حتی حافظ هم بر این نکته تاکید دارد:

ساقی به چند رنگ، «می» اندر پیاله ریخت
این نقش‌ها نگر که چه خوش در «کدو» ببست
یارب چه غمزه کرد صُراحی که خون خُم
با نعره‌های قُلقُلش اندر گلو ببست

و در آخر برویم سراغ حکیم فردوسی در گفت و گوی پیرزنی با بهرام چوبینه:

زنِ پیر گفت، ار «مِی»ات آرزوست
«مِی» است و یکی نیز کهنه که دوست
بریدم «کدو» را که نو بُد سرش
یکی جام کردم، نهادم بَرَش
بدو گفت بهرام، چون «مِی» بود
از این خوبتر جام‌ها، کِی بُوَد!

زن پیر رفت و بیاورد جام
از آن جام، بهرام شد شادکام

القصّه:
کدویی که الان در شکل روح و شبح، زینت بخش جشن هالوین است در ادبیات ما ایرانیان جام شراب بوده است.

نگاه هفته

میراثی به شیرینی قند و تلخی چای

زمان مطالعه: 4 دقیقهآرمانان- راه‌آهن سراسری ایران را معمولاً با پل ورسک، تونل‌های کوهستانی البرز و زاگرس و اتصال دریای خزر به خلیج فارس می‌شناسیم؛ اما این پروژه بزرگ تنها یک دستاورد مهندسی

مطالعه بیشتر »
نوشته های تازه

از آشپزخانه تا سکوی افتخار

زمان مطالعه: 13 دقیقهآرمانان – فوتبال، تنها بازی یازده نفر در برابر یازده نفر نیست؛ فوتبال، ملاقات فرهنگ‌ها است. نوبت به جام جهانی که می‌رسد هر چهار سال یک بار، جهان دور زمینی سبز جمع می‌شود؛ جایی که زبان‌ها، پرچم‌ها، موسیقی‌ها و خاطره‌های ملت‌ها در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند اما فرهنگ‌ها تنها در

مطالعه بیشتر »

بشقاب، زمین پنهان مسابقه!

زمان مطالعه: 3 دقیقهآرمانان – در فوتبال حرفه‌ای، بسیاری از نگاه‌ها به ترکیب اصلی، تاکتیک‌های مربی و عملکرد ستاره‌های زمین دوخته می‌شود؛ اما در پشت صحنه، گروهی از متخصصان در حال طراحی بخش دیگری از برنامه موفقیت هستند؛ برنامه‌ای که بر سر سفره آغاز می‌شود. اینجا به بهانه جام جهانی ۲۰۲۶ از بشقاب

مطالعه بیشتر »

گردشگری گاسترونومی؛ غذا با طعم تاریخ و جغرافیا

زمان مطالعه: 2 دقیقهآرمانان– گردشگری غذا یکی از شاخه های مهم گردشگری است که نیازمند راهنمایان متخصص است. در نگاهی کلی گردشگری غذا بر دو شکل است: Food tourism و Gastronomy tourism «گردشگری گاسترونومی» با «گردشگری غذا» متفاوت است. گردشگری غذا به زبان ساده یعنی اینکه گردشگر، به یک منطقه، شهر یا روستا سفر

مطالعه بیشتر »