خوراک، عصاره فرهنگ یک منطقه است و خوراک در سفر نشان می دهد که:
کشاورزی در آن منطقه چگونه است؟
دامپروری چگونه است؟
میزبانی و مهمان نوازی آنها چگونه است؟
مردم آن منطقه چه هنرهایی دارند؟ (سفره آرایی، صنایع دستی، تولید و یا انتخاب ظروف و…)
چه فرهنگی برای سرو غذا دارند؟
چه اعتقاداتی مثلا مذهبی و یا عرفی و اخلاقی دارند؟
چقدر بومی برخورد می کنند و چقدر با جوامع دیگر تعامل دارند و از فرهنگ آنها تاثیرمی پذیرند ؟ و …
گاسترونومی به همه این سوالات پاسخ می دهد.
گاسترونومی یعنی با کمترین هزینه، کمترین دور ریز، حفظ محیط زیست، رشد کشاورزی در منطقه، ایجاد شغل در منطقه و توجه به رسپی های بومی به غذا توجه کنیم. اما:
گردشگری گاسترونومی یعنی اینکه وقتی به سفر می رویم حتما مکان هایی را که غذای محلی عرضه می کنند، شناسایی کنیم و در این مکان ها غذا بخوریم: رستوران ها، خانه های بومگردی و حتی خانه های روستایی.
گردشگری گاسترونومی یعنی اینکه به همه سلیقه ها احترام بگذاریم. مثلا آبگوشت همیشه قرمز نیست و یا پلو، گاهی با گندم درست می شود و همیشه با برنج درست نمی شود.
گردشگری گاسترونومی یعنی اینکه گاهی چای و قهوه را فراموش کنیم و به دنبال دمنوش ها و شربت های بومی در یک منطقه باشیم.
گردشگری گاسترونومی یعنی اینکه درباره غذاها فکر کنیم و درباره ارتباط بین غذاهای بومی یک منطقه و کشاورزی آنها و سبک زندگی آنها اطلاعات به دست بیاوریم.
گردشگری گاسترونومی یعنی اینکه به جامعه میزبان احترام بگذاریم و اگر غذایی با اعتقادات ما سازگاری ندارد از خوردن غذا امتناع کنیم اما به میزبان توهین نکنیم.
گردشگری گاسترونومی یعنی اینکه زمین به همه ما تعلق دارد و سعی کنیم تا کمتر به زمین و موجوداتش آسیب بزنیم و اگر در کشور یا شهری به حقوق حیوانات و یا به طبیعت آسیب می زنند و یا رفتارهای غیرمتعارف دارند و یا حیوانات را با شکنجه می کشند، هرگز از آن محل ها بازدید نکنیم و موجب رونق کسب و کار آنها نشویم.



