آرمانان- «در ساعت ۴:۳۰ بعدازظهر چهارم شهریورماه ۱۳۱۷، قطاری مزین به پرچم شیر و خورشید به ایستگاه چشمهسفید در استان لرستان، در رشتهکوه زاگرس، رسید. این ایستگاه کوچک که در میان بیابان قرار داشت، برای رویدادی ویژه آراسته شده بود و ورودی آن مملو از مدعوین برجستهای بود که از تهران آمده بودند. با توقف قطار، رضاشاه پهلوی و شاهزاده محمدرضا، در حالی که هر دو لباس نظامی بر تن داشتند، یکدیگر را در آغوش گرفتند و بدینگونه مراسم افتتاح راهآهن سراسری ایران آغاز شد.»
این متن، نخستین پاراگراف کتاب «ایران در حرکت؛ جابهجایی، فضا و راهآهن سراسری ایران» نوشته میکیا کویاگی و ترجمه ابراهیم اسکافی است که چاپ سوم آن در خردادماه ۱۴۰۵ توسط انتشارات «شیرازه کتابِ ما» منتشر شده است.
کتاب «ایران در حرکت» در هفت فصل به موضوعاتی همچون تاریخچه راهآهن ایران، مقایسه آن با راهآهن کشورهای دیگر، عوامل مؤثر در تأسیس راهآهن در ایران، جابهجایی در ایران پیش و پس از تأسیس راهآهن، آداب جابهجایی و نقش راهآهن در توسعه میپردازد.
در این کتاب، از قطار بهعنوان «وسیله سرعت» یاد شده است؛ به این معنا که پس از تأسیس راهآهن در هر کشور، سرعت توسعه در آن میتواند چند برابر شود.
همچنین در کتاب، رسانهها بهعنوان یکی از ابزارهای توسعه راه و راهآهن معرفی شدهاند؛ بهگونهای که رسانهها در شکلگیری و گسترش راهآهن نقش داشتند و راهآهن نیز به ابزاری برای جابهجایی رسانهها تبدیل شد.
اما ارتباط راهآهن با خوراک چیست؟!
بر اساس آنچه در این کتاب آمده، باید گفت که راهآهن امکان اتصال جوامع به اقتصاد جهانی را فراهم کرد. برای نمونه، در کشورهای هند و پاکستان، توسعه راهآهن به ایجاد فرصتهای شغلی و رونق اقتصادی کمک کرد.
با گسترش شبکه ریلی، تولیدکنندگان میدانستند که محصولاتشان امکان جابهجایی و دسترسی به بازارهای گستردهتر را خواهد داشت و همین امر با ایجاد شغل و درآمد همراه بود.
از سوی دیگر، راهآهن برای نخستینبار امکان جابهجایی گسترده دام و حیوانات را فراهم کرد. در نتیجه، نهتنها ابزار و تجهیزات کشاورزی جابهجا میشد، بلکه زیرساختهای مرتبط با دامپروری نیز توسعه مییافت.
علاوه بر این، راهآهن نقش مهمی در توسعه گردشگری داشت؛ هم بهعنوان یک جاذبه و هم بهعنوان وسیلهای برای دسترسی به جاذبههای گردشگری.
ساخت و توسعه راهآهن همچنین به شناسایی و کشف میراث فرهنگی در مسیرهای زیرساختی آن انجامید. برای مثال، توسعه راهآهن در مسیر شیراز تا بندرعباس، به شناسایی حدود ۲۰ کاروانسرا در این مسیر منجر شد.
گسترش راهآهن بسیاری از سفرها را آسانتر کرد. ایران به شبکه راهآهن جهانی متصل شد و اقتصاد و سفر، هر دو، در مسیر توسعه قرار گرفتند.
کتاب «ایران در حرکت؛ جابهجایی، فضا و راهآهن سراسری ایران» با ۳۱۱ صفحه، اطلاعات جامعی درباره تاریخچه راهآهن ارائه میدهد و میتواند منبعی ارزشمند برای پژوهشگران و علاقهمندان به تاریخ ایران و تاریخ حملونقل کشور باشد.
درباره نویسنده کتاب

Mikiya Koyagi
دانشیار؛ MES و MELC GSC
دکتری تاریخ، دانشگاه تگزاس
حوزههای پژوهشی: تاریخ معاصر ایران، تاریخ معاصر خاورمیانه، تاریخ فراملی، تاریخ مناطق مرزی، جابهجایی و تحرک، زیرساختها، پانآسیانیسم و پیوندهای میانآسیایی
میکیا کویاگی، پژوهشگر ژاپنی و مورخ خاورمیانه معاصر است که تمرکز پژوهشی او بر تاریخ اجتماعی و فرهنگی ایران در سدههای نوزدهم و بیستم قرار دارد. نخستین کتاب او با عنوان «ایران در حرکت: جابهجایی، فضا و راهآهن سراسری ایران» در آوریل ۲۰۲۱ توسط انتشارات دانشگاه استنفورد منتشر شد و در سال ۲۰۲۲ به زبان فارسی ترجمه شد.
این کتاب بررسی میکند که چگونه یک پروژه زیرساختی دولتی در ایرانِ اوایل قرن بیستم، جریانهای استانی، ملی و فراملیِ کالاها، مردم و ایدهها را تغییر مسیر داد و به شکلگیری فضای ملی ایران انجامید.
این کتاب موفق به دریافت جایزه کتاب کنسرسیوم ژاپن برای مطالعات منطقهای در سال ۲۰۲۳ شده است.
کویاگی همچنین مقالات متعددی درباره تاریخ مناطق مرزی، سفر و جابهجایی، زیرساختها، جنسیت و آموزش در نشریات علمی مختلف منتشر کرده است؛ از جمله:
The International Journal of Middle East Studies
Modern Asian Studies
Comparative Studies of South Asia, Africa and the Middle East
Iranian Studies
The Journal of World History
The International Journal of the History of Sport.
او در حال حاضر روی دو پروژه کتاب کار میکند. پروژه نخست به بررسی تاریخ پیوندهای درونآسیایی از قرن نوزدهم تاکنون میپردازد و تمرکز ویژهای بر تعاملات میان ژاپن و جهان اسلام دارد. پروژه دوم نیز تاریخ مناطق مرزی هند، افغانستان و ایران را از قرن نوزدهم تاکنون بررسی میکند. پیش از پیوستن به دانشگاه تگزاس در آستین در سال ۲۰۱۸، کویاگی در دانشگاه نیویورک تدریس میکرد.
تصویر اصلی جلد کتاب
و توضیحات انتشارات دانشگاه استنفورد درباره این کتاب:

این راهآهن که در سال ۱۹۳۸ تکمیل شد، تهران را به دو پهنه آبی مهم ایران، یعنی دریای خزر در شمال و خلیج فارس در جنوب، متصل کرد. راهآهن سراسری ایران، بهعنوان نخستین راهآهن ملی کشور، انواع مختلفی از جابهجایی را شکل داد و در عین حال در آن اختلال ایجاد کرد؛ جابهجاییهایی داوطلبانه و اجباری، برنامهریزیشده و ناخواسته، در مقیاسهای مختلف و در مسیرهای گوناگون. دیپلماتهای ایرانی، عشایر، کارگران مهاجر، تکنوکراتها، کارکنان راهآهن، گردشگران و زائران، و همچنین مقامهای امپراتوریهای اروپایی، همگی با سطوح و شکلهای تازهای از جابهجایی روبهرو شدند.
کتاب «ایران در حرکت» داستانهای کمتر شناختهشده این افراد و تجربه آنان از سطوح جدید جابهجایی و تحرک را روایت میکند.
میکیا کویاگی با بهرهگیری از روزنامهها، نشریات تخصصی صنعت، سفرنامهها و خاطرات، همچنین اسناد آرشیوی آمریکا، بریتانیا، دانمارک و ایران، روند شکلگیری و تحول دیدگاهها و شیوههای مناقشهبرانگیز مربوط به جابهجایی را بررسی میکند؛ از شکلگیری ایده احداث راهآهن سراسری ایران در جریان انقلاب جهانی حملونقل در قرن نوزدهم گرفته تا سالهای نخست فعالیت آن در آستانه جنبش ملی شدن صنعت نفت ایران در دهه ۱۹۵۰.
این کتاب با درهمآمیختن تجربههای افراد مختلف، بررسی میکند که چگونه این پروژه عظیم زیرساختی، جریان جابهجایی مردم و کالاها را تغییر داد. راهآهن از یک سو استانها و مناطق مختلف کشور را به تهران نزدیکتر کرد و از سوی دیگر به شکلی متناقض، آنها را از پایتخت دورتر ساخت. به این ترتیب، پروژه راهآهن بهطور مداوم تجربه افراد در حال جابهجایی از فضای محلی، ملی و فراملی را دگرگون و بازتعریف کرد.
همچنین درباره راه آهن ایران، مطلب زیر را از همین سایت بخوانید:
میراثی به شیرینی قند و تلخی چای


